غزل شمارهٔ ۳۰۳۶
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اکبرخیزد۷ بیت
خوشا افتاده ای کز خاک ره چالاک برخیزدکند در خاک دشمن را و خود از خاک برخیزد
گناه ما غبار خاطر رحمت نمی گرددفروغ مهر از دریای پرخون پاک برخیزد
مباد از نشأه می سرخ رویی می پرستی راکه در ایام بی برگی زپای تاک برخیزد
(چراغ دیده عشاق وقتی می شود روشنکه دود خط از ان رخسار آتشناک برخیزد)
ندارد اعتبار خاک، خون مشک در زلفشبه یک سودا درین بازار باد از خاک برخیزد
ندارد حاصلی جز قبض خاطر خاک اصفاهاننباشد بسط در خاکی کز او تریاک برخیزد
مجو درک سخن از خام طبعان جهان صائبکه از خاکستر دل شعله ادراک برخیزد