گنج

غزل شمارهٔ ۲۹۸۵

علایق دامن آزاده ما را نمی گیردکمند رشته مریم مسیحا را نمی گیرد
کجا مجنون ما گستاخ گیرد دامن لیلی؟که از پاس ادب دامان صحرا را نمی گیرد
مرا ترساند از زخم زبان ناصح، نمی داندکه خس دامان سیل دشت پیما را نمی گیرد
مشو غافل زپاس وقت اگر آسودگی خواهیکه خواب روز جای خواب شبها را نمی گیرد
ندارد آرزو ره در دل آزاده ام صائبزمین پاک من نخل تمنا را نمی گیرد