گنج

غزل شمارهٔ ۲۹۱۹

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اریطمعدارد۱۵ بیت
ز گلهای چمن هر کس وفاداری طمع داردحیا و شرم از خوبان بازاری طمع دارد
زبیماران پرستاری توقع دارد آن غافلکز آن چشم خمارآلود دلداری طمع دارد
ز زلف دل سیه هر کس که دارد چشم دلجوییزغفلت از ره خوابیده بیداری طمع دارد
وفاداری زعمر بیوفا هر کس که می جویدزسیلاب سبکرفتار خودداری طمع دارد
به پای خفته می خواهد فلک پیما شود هر کساثر با دامن آلوده از زاری طمع دارد
به زنگ آیینه تاریک خود را می کند صیقلصفا هر کس که از گردون زنگاری طمع دارد
شکر از بوریا و چرب نرمی خواهد از سوهانکسی کز زاهدان خشک همواری طمع دارد
کسی کز سرکشان دارد تواضع چشم از غفلتدو تا گردیدن از انگشت زنهاری طمع دارد
به اندودن مس خود را طمع دارد طلا گردددل روشن کسی کز رخت زر تاری طمع دارد
ز آب زندگی لب تشنه برگردد چو اسکندرکسی کز همرهان روز سیه یاری طمع دارد
کند روشن چراغ دشمن خود را، سبک مغزیکه پیش برق از کاغذ سپرداری طمع دارد
زخواب صبح می خواهد گرانجانی برد بیرونزدولت هر سبک مغزی که بیداری طمع دارد
چو نرگس کاسه در یوزه بر کف هر نظر بازیازین دارالشفا یک چشم بیماری طمع دارد
اگر دندان گذارد بر جگر هموار می گرددزسوهان درشت آن کس که همواری طمع دارد
سبکروحی توقع هر که دارد زین گرانجانانزکوه آهنین صائب سبکباری طمع دارد