گنج

غزل شمارهٔ ۲۹۱۷

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اریدرنظردارد۱۱ بیت
نظربازی که چشم پرخماری در نظر داردهمیشه مستی دنباله داری در نظر دارد
تو ای خضر از زلال زندگی بردار کام خودکه این لب تشنه لعل آبداری در نظر دارد
مشو در پرده شرم از فریب چشم او غافلکه شهباز از نظر بستن شکاری در نظر دارد
زخال عیب از ان ساده است روی گل درین گلشنکه از هر شبنمی آیینه داری در نظر دارد
زحرف توتیا و سرمه گردد آب در چشمشکسی کز رهگذار او غباری در نظر دارد
نمی لرزد به نقد جان شیرین دل چو فرهادشکسی کز کارفرما مزد کاری در نظر دارد
درین میدان جانبازان نماند بر زمین گردیکه دایم جلوه گلگون سواری در نظر دارد
به قصد سینه درای نفس را راست می سازدزدریا موجه ما گر کناری در نظر دارد
ندارم هیچ جا آرام از ان سرو سبک جولانخوشا قمری که سرو پایداری در نظر دارد
غبار پیکرش چون گردباد از پای ننشیندسبک مغزی که اوج اعتباری در نظر دارد
مرا در چار موسم هست گل پیش نظر صائباگر ده روز بلبل گلعذاری در نظر دارد