گنج

غزل شمارهٔ ۲۶۶۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: لشود۸ بیت
هر که در راه طلب صادق بود واصل شودراههای راست آخر محو در منزل شود
زردرویی در شراب بی خمار عشق نیستروز محشر خون ما گلگونه قاتل شود
جسم خاکی چون کهن شود قابل تعمیر نیستراست نتوان ساختن دیوار چون مایل شود
آب جوهر می شود درجوی تیغ آبدارهر که با صاحبدلان پیوست صاحبدل شود
چربی پهلوست آبستن به رنج لاغریروی در نقصان گذارد ماه چون کامل شود
سرعت سیلاب در آغوش پل گردد زیادچون دوتا گردید قامت، عمر مستعجل شود
لفظ نتواند حجاب معنی روشن شدنکی غبار خط میان ما و او حایل شود؟
گر دو صد عاقل شود دیوانه صائب فارغممی شوم دیوانه گر دیوانه ای عاقل شود!