غزل شمارهٔ ۲۵۶۶
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ینمیکند۶ بیت
تیشه را از خون خود فرهاد رنگین میکندزهر غیرت مرگ را در کام شیرین میکند
در چراغ گرمخونی رحم چون روغن کندشمع از بال و پر پروانه بالین میکند
بس که ترسیده است چشم غنچه از غارتگرانبال بلبل را خیال دست گلچین میکند
خار خار اشتیاق گوشه دستار اوخار در پیراهن گلهای رنگین میکند
تا نهادی پا به عزم سیر بر چشم رکابعشرت روی زمین را خانه زین میکند
عرش و کرسی معنی در پیش پا افتادهای استچون به وقت فکر صائب دست بالین میکند