غزل شمارهٔ ۲۵۰۵
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ونمیزند۶ بیت
با لب خاموش هر کس غوطه در خون می زندبوسه چون ساغر بر آن لبهای میگون می زند
نیست لیلی را بغیر از پرده دل محملیدر بیابان قطره بیهوده مجنون می زند
گوشه گیری شهپر پرواز باشد فکر راجوش صهبا در خم خالی فلاطون می زند
سرو را هر چند آورده است زیر بال و پرهمچنان قمری زکوکو نعل وارون می زند
مهر خاموشی مرا دلسرد از گفتار کردتب به یک تبخال از تن خیمه بیرون می زند
می کند بیدار صائب فتنه خوابیده راکوته اندیشی که بر دشمن شبیخون می زند