غزل شمارهٔ ۲۴۶۶
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انماند۵ بیت
از هجوم اشک دل در چشم خونپالا نمانددر قفس از جوش گل از بهر بلبل جا نماند
شوق دل را از حریم چشم تر بیرون کشیدکشتی ما از سبکباری درین دریا نماند
تا خط بغداد جامم را ز می لبریز کردخونبهای توبه ام در گردن مینا نماند
از قماش پیرهن بی جلوه یوسف چه ذوق؟شیشه خالی بزن بر سنگ چون صهبا نماند
چند ریزد صائب از کلک تو ابیات بلند؟در بیاض سینه احباب دیگر جا نماند