گنج

غزل شمارهٔ ۲۳۷۰

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اخواهیمکرد۹ بیت
دین و دل در کار آن زلف دو تا خواهیم کردعمر اگر باشد به عهد خود وفا خواهیم کرد
قصه شبهای هجران نیست اینجا گفتنیروز محشر این سر طومار وا خواهیم کرد
چشم ما چون شبنم گل لایق دیدار نیستصلح از آن گلشن به بوی آشنا خواهیم کرد
شبنم گل تکمه پیراهن خورشید شدما نمی دانیم کی نشو و نما خواهیم کرد
رعشه بر بازوی موج افتاد در دریای عشقما به این بی دست و پایی چون شنا خواهیم کرد؟
آنچه از آب و گل مازندران بر ما گذشتگرد و خاک اصفهان را توتیا خواهیم کرد!
هر نمازی کز صراحی در صفاهان فوت شدبی هوای ابر در اشرف قضا خواهیم کرد
تا در اقلیم قناعت سایه دیوار هستاجتناب از سایه بال هما خواهیم کرد
کیمیای صبر صائب خون آهو مشک ساختنفس رهزن را به فرصت رهنما خواهیم کرد