گنج

غزل شمارهٔ ۲۳۵۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: یرکرد۵ بیت
خانه بر دوشی که سیر کوچه زنجیر کردکی به زنجیرش توان پا بسته تعمیر کرد؟
نشأه می مرگ آب زندگانی دیده استدختر رزچون خضر صد نوجوان را پیر کرد
شعله گستاخ طرف دامن قاتل مباد!خون گرم ما که آتشکاری شمشیر کرد
پیش ازین از تنگ صنعت عشق فارغبال بودکوهکن در عاشقی این آب را در شیر کرد!
شکر لله صائب از فیض محبت عاقبتآه ما را عشق شمع خلوت تأثیر کرد