گنج

غزل شمارهٔ ۲۲۷۹

تا به کی همچون سگان گیرد ترا در خواب، صبح؟چون گل از شبنم بزن بر چهره خود آب، صبح
شیر مست فیض شو از جوی شیر روشنشتا نگشته است از شفق چون دامن قصاب صبح
در وصال از عاشق صادق نمی داند اثرچون شکر در شیر، گردد محو در مهتاب صبح
گر نداری زنده شب را از گرانخوابی چو شمعسبحه گردان شو ز اشک گرم در محراب صبح