گنج

غزل شمارهٔ ۲۲۷۳

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: رمپیچ۹ بیت
دور کن از دل هوس در پیرهن اخگر مپیچبگسل از طول امل، چون مار در بستر مپیچ
کار خود چون کوهکن با تیشه خود کن تمامبیش ازین در انتظار تیغ چون جوهر مپیچ
دل چو روشن شد به باد نیستی ده جسم راخط پاکی چون به دست افتاد در دفتر مپیچ
با فلک چندان مدارا کن که دل صافی شودچون شود آیینه ات روشن، به خاکستر مپیچ
در ره دوری که نقش بال وپر باشد وبالرشته دام علایق را به بال وپر مپیچ
دردمندان را به قدر زخم باشد فتح باباز حوادث، تیغ اگر بارد به فرقت، سرمپیچ
تا توان پیچید در ساقی به شبهای درازکوته اندیشی مکن در شیشه و ساغر مپیچ
رنج باریک آورد آمیزش سیمین براناینقدر ای رشته باریک بر گوهر مپیچ
با کمند عنکبوتان صید عنقا مشکل استبیش ازین صائب به فکر آن پری پیکر مپیچ