گنج

غزل شمارهٔ ۲۲۷۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ویگنج۸ بیت
تا چند آه سرد کشی ز آرزوی گنج؟تا کی به گرد مار بگردی به بوی گنج؟
صد بار تا ز پوست نیای برون چو مارچشم تو بی حجاب نیفتد به روی گنج
هر کس که راه رفت به منزل نمی رسدبس راهرو که خاک شد از آرزوی گنج
نتوان به قیل و قال ز ارباب حال شدمنعم نمی شود کسی از گفتگوی گنج
لوح طلسم گنج خدایند انبیابی لوح زینهار مکن جستجوی گنج
قالب تهی زدیدن ویرانه کرده ایای وای اگر نگاه تو افتد به روی گنج
هر چند وصل گنج به کوشش نبسته استتا ممکن است پا مکش از جستجوی گنج
در کام اژدها نروی تا هزار بارصائب گل مراد نچینی ز روی گنج