گنج

غزل شمارهٔ ۲۱۹۳

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اداشت۹ بیت
از عکس خود آن آینه رو بس که حیا داشتدر خلوت آیینه همان رو به قفا داشت
چون معنی بیگانه که وحشت کند از لفظهمخانه دل بود و ز دل خانه جدا داشت
از بی ثمری سبز درین باغچه ماندمچون سرو، مرا دست تهی بر سر پا داشت
می کرد قیامت سخن ما ز بلندیتا قامت او ریشه در اندیشه ما داشت
هر جغد در او خال رخ سیمبری بوداز روی تو ویرانه من بس که صفا داشت
در خامه نقاش ازل نقطه خالتچون چرخ دو صد دایره بی سر و پا داشت
گرد دل من گر هوس بوسه نگردیداندیشه ازان چهره اندیشه نما داشت
تاج است گران بر سر آزاده، وگرنهچون بیضه مرا زیر پر و بال، هما داشت
صائب نشد از منزل مقصود کس آگاهاز نقش قدم گرچه فزون راهنما داشت