غزل شمارهٔ ۲۰۷۰
ماتم سرای خاک مقام نظاره نیستاینجا گلی بغیر گریبان پاره نیست
در زیر تیغ حادثه پر دست و پا مزنکاین درد را به جز سر تسلیم چاره نیست
از زاهدان خشک مجو پیچ و تاب عشقابروی قبله را خبری از اشاره نیست
ما درد را به داغ مداوا نموده ایمبیچاره در قلمرو ما غیر چاره نیست
ما را ز دور چرخ مترسان که گوش مادر حلقه تصرف این گوشواره نیست
دل نیست گوهری که به کس رایگان دهنددر یتیم، مهره هر گاهواره نیست
در لافگاه عشق که افتادگی است بابهر کس ز خود پیاده نگردد، سواره نیست
خضر مسافران توکل عزیمت استسیل بهار همسفر استخاره نیست
در چشمه سار باده اگر شستشو دهیهر پاره دل تو کم از ماهپاره نیست
در تنگنای دل نگریزد، کجا رود؟صائب حریف دیده شور ستاره نیست