گنج

غزل شمارهٔ ۲۰۳۹

در چار باغ دهر نسیم مراد نیستاز ششدر جهات، امید گشاد نیست
در راه ابر، تخم تمنا نکشته امکشت مرا ملاحظه از برق و باد نیست
آسودگی ز عمر سبکرو طمع مداربر گردباد و سایه او اعتماد نیست
آن را که جذب عشق برون آرد از وطنچون ماه مصر در گرو خیرباد نیست
در مکتبی که ساده دلان مشق می کنندرخسار صفحه نقش پذیر مداد نیست
در عهد شیب، شکوه نسیان چرا کنم؟کم نعمتی است این که جوانی به یاد نیست؟
صائب تلاش صحبت پروانه می کندبیتابی چراغ ز سیلی باد نیست