گنج

غزل شمارهٔ ۲۰۲۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارکیست۱۵ بیت
ای صبح، آه سرد تو در انتظار کیست؟زخم دو تیغه باز تو از ذوالفقار کیست؟
آه تو پرده سوز و سرشک تو دلفروزجان تو زخمی که، دلت داغدار کیست؟
چشم جهان ز پرتو او خیره می شودداغ جگر گداز تو از لاله زار کیست؟
خون در رگ تو شیر ز مهر که می شود؟خمیازه تو بر قدح بی خمار کیست
خورشید را زشوق تو در آتش است نعلچشم ستاره بار تو در انتظار کیست؟
بر پشت نامه تو بود مهر آفتابتا روی نامه تو به سوی عذار کیست؟
از انفعال، خون ز شفق می کنی عرقرخساره منیر تو تا شرمسار کیست؟
خون می خوری و آینه را پاک می کنیتا سینه گشاد تو آیینه دار کیست؟
شستی به اشک، سرمه شب را ز چشم خویشای آفتاب روی، دلت سوکوار کیست؟
گردون ز نوشخند تو یک تنگ شکرستاین چاشنی ز کنج لب بوسه بار کیست؟
نیلوفر سپهر ز آب تو تازه استشاخ گل تو تشنه لب جویبار کیست؟
جان را نسیم لطف تو از هوش می برداین بوی روح بخش ز باغ و بهار کیست؟
بی سکه رایج است زر آفتاب تواین نقد خوش عیار ز دارالعیار کیست؟
تیغ و سپر نمی کنی از خویشتن جدااندیشه ات ز غمزه مردم شکار کیست؟
در وصف صبح، این سخنان چو آفتابجز کلک صائب از قلم مشکبار کیست؟