گنج

غزل شمارهٔ ۱۹۹۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارهاست۸ بیت
چشم ترم که مشرق چندین ستاره استبر آفتاب روی که گرم نظاره است؟
از داغ تازه ای که به دست تو دیده امچون لاله در کفم جگر پاره پاره است
ما می رویم در دهن شعله چون نسیمچنگ گریز، کار سپند و شراره است
از دست و پا زدن نیم آزاد زیر چرخیک دم، چو طفل شوخ که در گاهواره است
از ره عنان بتاب که کارت به خیر نیستدامن کش توکل اگر استخاره است
بر نقش پای مور به آهستگی خرامزنجیر فیل مست مکافات، پاره است
شور حوادثم نجهاند ز خواب خوشچندان که نازبالشم از سنگ خاره است
صد کاروان اشک گذشت و خبر نیافتصائب ز بس به روی تو گرم نظاره است