گنج

غزل شمارهٔ ۱۸۹۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارخوشترست۱۶ بیت
از شادی جهان غم دلدار خوشترستاین است آن غمی که ز غمخوار خوشترست
با فقر خوش برآی که صد پرده خواب امندر چشم من ز دولت بیدار خوشترست
از درد و داغ عشق دل ما گرفته نیستگلخن برای آینه تار خوشترست
گردد سبک ز سنگ، دل نخل میوه داردیوانه در میانه بازار خوشترست
ارزانی خسیس بود اوج اعتبارخار خلنده بر سر دیوار خوشترست
منصور را ملاحظه از اوج دار نیستگلهای شوخ بر سر دستار خوشترست
در کشوری که روی دلی نیست جلوه گرآیینه زیر پرده زنگار خوشترست
سنگ مزار اگر چه گرانجان و ناخوش استدر چشم من ز مردم بیکار خوشترست
آن را که بینش از شنوایی بود فزونکردار اهل حال ز گفتار خوشترست
بی برگ و بی نوا نتوان دید حسن رافصل خزان، ندیدن گلزار خوشترست
در خانه شرف بود اختر شکفته ترخال سیه به کنج لب یار خوشترست
هر چند بهترین خوشیهاست دیدنتاز دیدنت، ندیدن اغیار خوشترست
در دام زیر خاک خطر بیشتر بوداز تار سبحه، رشته زنار خوشترست
هر رخنه ای که هست فساد زمانه رادر بزم می ز دیده هشیار خوشترست
در خاکهای نرم بود دام بیشترسوهان مرا ز مردم هموار خوشترست
دزدیدن نگاه، دلیل خیانت استصائب دلیر دیدن دلدار خوشترست