گنج

غزل شمارهٔ ۱۶۲۸

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انتوانستگذشت۸ بیت
دل ازان زلف چلیپا نتوانست گذشتطفل از دام تماشا نتوانست گذشت
سوز ما را نتوان کرد به مجنون نسبتهیچ مرغی ز سرما نتوانست گذشت
دامن از خار علایق نتوان آسان چیدسیل از دامن صحرا نتوانست گذشت
گرچه از فاختگان یافت پر و بال عروجسرو ازان قامت رعنا نتوانست گذشت
عاقبت سرد به جان کندن بسیار گذاشتآن که گرم از سر دنیا نتوانست گذشت
دامن دولت جاوید به دستی افتادکه ز دریوزه دلها نتوانست گذشت
دیده از روی نکویان که تواند برداشت؟که ز خورشید، مسیحا نتوانست گذشت
صائب از خوردن می گرچه دلش گشت سیاهلاله از باده حمرا نتوانست گذشت