گنج

غزل شمارهٔ ۱۵۸۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اپیوست۷ بیت
پاک شد دل چو به آن آینه سیما پیوستسیل ناصاف نماند چو به دریا پیوست
می کشد سلسله موج به دریا آخروقت دل خوش که به آن زلف چلیپا پیوست
مادر از دامن فرزند نمی دارد دستطعمه خاک شودهر که به دنیا پیوست
سیل چون پهن شود، خرج زمین می گرددجای رحم است بر آن دل که به صد جا پیوست
هر که دارد نظر پاک، نماند به زمینسوزن از دیده روشن به مسیحا پیوست
دورگردست ز افسردگی خویش همانگر به ظاهر کف بی مغز به دریا پیوست
دست در دامن خورشید زند چون شبنمهر که صائب به دل و دیده بینا پیوست