گنج

غزل شمارهٔ ۱۵۱۲

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اریتوست۷ بیت
شوق را شهپر توفیق سبکباری توستراه نزدیک فنا، دور ز خودداری توست
دامن دشت فنا پاکترست از کف دستسنگ اگر هست درین راه، گرانباری توست
چون پریشان نگذاریم قدم چون سیلاب؟لغزش ما به تمنای نگهداری توست
چون نگیرد نفس دام تو از کثرت صید؟خط آزادی کونین، گرفتاری توست
خواب در چشم مده راه به افسانه مرگکه شب کاکل او زنده ز بیداری توست
چون به خواری کشم ای عشق ز کوی تو قدم؟عزت روی زمین در قدم خواری توست
چشم بدبین به نی کلک تو صائب مرساد!خاک، گنجینه گوهر ز گهرباری توست