گنج

غزل شمارهٔ ۱۳۶۷

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: امیافت۸ بیت
از جهان تلخ نتوان با درشتی کام یافتکز زبان چرب، تشریف شکر بادام یافت
تنگدستی مایه امیدواری شد مرابهله با دست تهی تا از میانش کام یافت
بیقراری باعث آرامش دل شد مراآنچنان کز جنبش گهواره طفل آرام یافت
شانه را هرگز ز زلف پر شکن روزی نشداین گشایشها که دل از حلقه های دام یافت
بود تا بر تن سر منصور بی آرام بودآخر از دار فنا سر منزل آرام یافت
نقش شد در دیده ام ناساز چون موی زیادتا عقیق از رهگذار ساده لوحی نام یافت
کامجویان را نگردد روزی از بوس و کنارشوق عاشق لذتی کز نامه و پیغام یافت
نام شاهان از اثر در دور می باشد مدامجم بلند آوازگی صائب ز فیض جام یافت