گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۸۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: مبیشنیست۹ بیت
صحبت تردامنان با حسن یک دم بیش نیستیک دو ساعت در گلستان عمر شبنم بیش نیست
گریه در دنبال خنده بیجای منیک نفس خوشحالی دلهای بی غم بیش نیست
دعوی بیجا زبان تیغ می سازد درازمرغ بی هنگام را آوازه یک دم بیش نیست
زود از دنیا سبکروحان گرانی می برندیک دو ساعت بار روح الله به مریم بیش نیست
چون خموشی را به صد رغبت نگیرد از هوا؟رزق شمع از روشنی اشک دمادم بیش نیست
می شود روشن گهر را دل سیاه از اعتباراز حکومت رو سیاهی رزق خاتم بیش نیست
آرزوی بوس و امید کنار از سادگی استحاصل از خورشیدرویان چشم پر نم بیش نیست
چرخ کم فرصت به روشن گوهران باشد بخیلخنده صبح جهان افروز یک دم بیش نیست
عیش شیرین نیست صائب رزق نزدیکان حقآب تلخی در بساط چاه زمزم بیش نیست