غزل شمارهٔ ۱۲۳۶
جز پریشان خاطری در عالم ایجاد چیست؟غیر مشتی خاروخس در خانه صیاد چیست؟
بحر عشق است این که موجش می شکافد کوه راای حباب سست بنیاد این سر پر باد چیست؟
عقل معذورست می کوشد اگر در نفی عشقاز رخ زیبا نصیب کور مادرزاد چیست؟
ریخت اوراق حواسم آخر از باد نفسجز پریشانی، گل جمعیت اضداد چیست؟
از نسب کردن تفاخر بر حسب سگ سیرتی استغیر مشتی استخوان در دست از اجداد چیست؟
مرغ زیرک در جبین دانه بیند دام رادام را در خاک پنهان کردن ای صیاد چیست؟
تیشه هر کس زد به پای خصم، زد بر پای خویشکوشش پرویز در خونریزی فرهاد چیست؟
گرنه نقاشی است آتشدست در صلب وجودپیچ و تاب زلف جوهر در دل فولاد چیست؟
جز غبار خاطر و گرد کدورت هر نفسقسمت صائب ازین دیر خراب آباد چیست؟