غزل شمارهٔ ۱۱۹۵
در بهارستان یکرنگی شراب و خون یکی استبلبل و گل، سرو و قمری، لیلی و مجنون یکی است
پرده بینایی ما نیست تغییر لباسگردباد و محمل لیلی درین هامون یکی است
نیست میزان تفاوت در میان عارفاناعتبار عنبر و کف در دل جیحون یکی است
طوطی هشیار از آیینه بیند پشت و رویکعبه و بتخانه پیش دیده مجنون یکی است
جوش مستی هر حبابی را فلاطون کرده استورنه در خمخانه افلاک، افلاطون یکی است
ترجمان ما حجاب آلودگان بلبل بس استنامه آشفتگان عشق را مضمون یکی است
شرم عشقم فارغ از شرم رقیبان کرده استصد حجابم بود در پیش نظر، اکنون یکی است
جوش حسن گلرخان چون گل دو روزی بیش نیستدر بهارستان عالم حسن روزافزون یکی است
پیش ما خونابه نوشان صائب از جوش ملالنیش و نوش و زهر و تریاق و شراب و خون یکی است