غزل شمارهٔ ۱۱۸۳
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انتشنهاست۵ بیت
شوق دل دیگر به آب تیغ مژگان تشنه استآتش خاکسترآلودم به دامان تشنه است
چشمه سار خضر را زحمت مده ای باغبانخاک این گلشن به خون عندلیبان تشنه است
از طراوت گرچه آب از عارض او می چکدسبزه خطش به خونریز شهیدان تشنه است
چند از آب خجالت تازه رو باشد کسی؟گل به خون خود در آن چاک گریبان تشنه است
بود تا در بزم یک هشیار، ساقی می نخوردباغبان آبی ننوشد تا گلستان تشنه است