گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۱۲

دور باش از خط رخ دلدار هم می داشته است؟باغ جنت گرد خود دیوار هم می داشته است؟
از هجوم شرم نتوان دید در رخسار یارچوب منع از جوش گل گلزار هم می داشته است؟
از خط پشت لبش شد تازه جان عالمیآب حیوان ابر گوهر بار هم می داشته است؟
یافتم از بیخودی ره در حریم وصل یارخواب سنگین دولت بیدار هم می داشته است؟
بیستون بتخانه چین شد ز سعی کوهکناینقدر عاشق دماغ کار هم می داشته است؟
ناله از جا در نیارد کوه تمکین ترادر جواب، استادگی کهسار هم می داشته است؟
تا دلم سرد از جهان شد، از ثمر شد کامیابنخل سرما برده برگ و بار هم می داشته است؟
خامشان هم نیستند آسوده از زخم زبانخار بی گل این گل بی خار هم می داشته است؟
دل دو نیم است از خموشیهای من غماز رابی زبانی تیغ لنگردار هم می داشته است؟
بر سویدای دل ما می کند افلاک سیرنقطه ای در دور نه پرگار هم می داشته است؟
سنبلستان شد زمین از نقش پای کلک منپای چوبین اینقدر رفتار هم می داشته است؟
برده صائب سبزه خط زنگ غم از دل مرادست در پرداز دل زنگار هم می داشته است؟