گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۹۰

آن که داغ لاله زار از روی آتشناک اوستسینه ما چاک چاک از غمزه بیباک اوست
آن که چون مجنون مرا سر در بیابان داده استحلقه چشم غزالان حلقه فتراک اوست
می کند روشندلان را تربیت دهقان عشقدانه های پاک یکسر در زمین پاک اوست
پخته می گردد دل خامان ز درد و داغ عشقآفتاب این ثمرها روی آتشناک اوست
چون هدف هر کس که شد در خاکساریها علمهر کجا تیر جگردوزی بود در خاک اوست
گر به ظاهر خاطر صائب غمین افتاده استعشرت روی زمین در خاطر غمناک اوست