گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۳۷

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اردیدنمشکلاست۱۰ بیت
خط به گرد عارض دلدار دیدن مشکل استدامن گل را به دست خار دیدن مشکل است
گرچه چون دامان یوسف دامن گلهاست پاکچاک در پیراهن گلزار دیدن مشکل است
نیست از مستی، زنم گر شیشه خالی به سنگجلوه گاه یار را بی یار دیدن مشکل است
از هجوم قمریان بر سرو می سوزد دلمدوش آزادان به زیر بار دیدن مشکل است
دیدن زنگار بر آیینه چندان بار نیستطوطیان را خامش از گفتار دیدن مشکل است
گرچه مستغنی است از آرایش آن حسن تمامجای گل خالی بر آن دستار دیدن مشکل است
زاهدان تکلیف می را گرچه قابل نیستنددشمنان خویش را هشیار دیدن مشکل است
می توان با پای خواب آلود منزلها بریدپیش پا با دولت بیدار دیدن مشکل است
جنت از سرچشمه کوثر بود با آب و تاببزم می بر ساغر سرشار دیدن مشکل است
گرچه صائب پاکدامانی نگهبان گل استعندلیب مست در گلزار دیدن مشکل است