گنج

شمارهٔ ۳۲

قافیه: اراورد۵ بیت
مرا هوای سحرگه پیام آوردنسیم بوی بهشتی از آن دیار آورد
دلم به مقدم او پر زلعل و در طبقیبه دست مردم چشمم پی نثار آورد
غلام فصل بهارم که هر ورق زگلشمرا به تازه پیامی زروی یار آورد
کجاست بلبل خوش نغمه گو بیا و ببینکه باد صبح نسیمی زنوبهار آورد
به صد زبان نتوان گفت شکر این نعمتاگر چه از پس صد ساله انتظار آورد