گنج

شمارهٔ ۸۸

۶ بیت
دلا زبان بیان را به عشق کن الفاظکه علم عشق معانی‌ست مابقی الفاظ
ز درس عشق چو استاد چند لفظم خواندهزار دفتر معنی گشود از آن الفاظ
زهی کمال که حفظ نکات آیه نورز خط صفحه رویت کنند اگر حفاظ
به چشم جادوی خون‌ریز ترک مست نگرکه ریخت خون من آن دل‌سیه به نیم لحاظ
مگو به میکده مستان به خواب و بی‌خبرندکه گفته پیر مغانم رقودهم ایقاظ
حدیث عشق رخش بی‌حفاظ گو ساغرکه مست بزم حضوری تو مست را چه حفاظ