گنج

شمارهٔ ۵۱

۷ بیت
نوبهار است دلا باده به جان باید زدکوس بدنامی و مستی به جهان باید زد
پای‌کوبان به در میکده می‌باید رفتوز کف پیر مغان رطل گران باید زد
باید از دایره زهد و ورع پای کشیددست در حلقه گیسوی بتان باید زد
شیوه صومعه‌داران همه عجب است و غروراز ره عجز در پیر مغان باید زد
عقل را چاره از این خرگه زنگاری نیستخیمه عشق برون از دو جهان باید زد
یار می‌آید و از بهر نثار قدمشدین و دل سهل بود دست به جان باید زد
ساغرا باده دیرینه گرت دست دهدپیر گفته است که با تازه جوان باید زد