شمارهٔ ۴۰
فاح ریح الربیع حل الراحبشروا بشروا علی الارواح
حکم عشق از ازل ز خامه غیبقد جری فی لوایح الالواح
خلق در عیش سال و مه بودندمن هلال الصیام لاح فلاح
در عشرت ز شش جهت بستندالفتوح الفتوح یا فتاح
مانده در بحر غم به غرقابمنیست ممکن از او نجات و نجاح
عشق بوده است و عشق خواهد بودقفل دل را گشاید از مفتاح
ای سواد و بیاض زلف و رختآیة منهما الما و صباح
ماه من برد جلوه خورشیدبدت الشمس اصبح المصباح
انت مولا یجوز منک غرورنحن عبد یلیقنا الالحاح
صبح سرزد ز چاک پیرهنشقلت سبحان فالق الاصباح
ساقیا ساغر صبوح بیارفاح ریح الصباح حل الراح