گنج

شمارهٔ ۱۳۷

۷ بیت
نگارینا بیا از پرده بیرون آ ظهوری کنبه خاک کشتگان عشق دیدارت عبوری کن
نمی‌افتی ز حشمت گر به ما لطفی بفرماییسلیمانی تو آخر نه نظر بر خال موری کن
اگر چون روز روشن بایدت اسرار پنهانیبه کوی عشق یک شب را سحر با رند عوری کن
منور تا شود از پرتوت آفاق سرتاسربرو چون جرم ماه از آفتای کسب نوری کن
خدا را کهنه شد تا چند این رسم مسلمانیسلامت بایدم ای بت بیا از نو ظهوری کن
مرا مستی بود مقصود از می خواستن ساقیتو خواهی بر سفالین کاسه یا جام بلوری کن
به کوی می‌کشان ساغر بگیر از ساقی و آنگهتماشای بهشت و کوثر و حور و قصوری کن