گنج

شمارهٔ ۶

۳۰ بیت
یا رب این کارخانه چین استیا چمن‌ کز شکوفه رنگین است
یا سپهر کواکب افروز استکه نمودار ماه و پروین است
یا مگر خطه بهشت است اینکز گل و لاله گوهرآگین است
یا ز در کلک نقش‌بند قضابوالعجب طرح و طرفه آیین است
باد از خاک آتش انگیز استآب حیوان نهفته در طین است
روز بازار آب انگور استدور ساقی و جام زرین است
باده چون پند واعظان تلخ استلعل ساقی چو شهد شیرین است
خنده جام و گریه میناهمه بر حال شیخ خودبین است
روز فیروز عید نوروز استروزگار گل است و نسرین است
گل فروزنده چون رخ حور استسرو چون ساعد بلورین است
دیده نرگس خمارآلودنیم مست از شراب دوشین است
راست گویم که طره سنبلدلربا تر ز زلف پرچین است
وه که در خوابگاه نرگس مستورق لاله خشت بالین است
بلبل آسوده در برابر گلفارغ از بیم جور گلچین است
جمله بر جان خصم خسرو عصرلاله و گل چو آتش کین است
(؟)که شرف بخش عز و تمکین است
فتح اسلام و قاطع کفر استنصرت الله ناصرالدین است
آن که اندر زمان معدلتشدادخواه تذرو و شاهین است
با وجود وقار و تمکینشنتوان گفت کوه سنگین است
عقل اول به عقل و تدبیرشدر سر آفرین و تحسین است
در سرای بلندی قدرشقرص خورشید خشت زرین است
عالم و عادل و سخاگسترآن که می‌داد دل نشان این است
خسروا فتح و دولت و اقبالهمه در خاتم(خنجر) تو تضمین است
در زبان گر چه ذکر اوصافتدر همه حال و در همه حین است
نه یکی عشر بوده از اعشارنه یکی سبعه‌ای ز سبعین است
من کجا و ذکر مدحت تو کجاگر چه مدحت به نطق تزیین است
می‌سرایم دعای دولت توزاین دعا قدسیان در آیین است
مدت عمر تو مضاعف بادتا همی ضعف عشر عشرین است
باد اعدات مضطرب از غمتا پس از اضطراب تسکین است
صدر عزت قرارگاهت بادتا زمین را قرار آیین است