شمارهٔ ۷ - ظاهرا در ستایش صاحب دیوان است
تو آن نکردهای از فعل خیر با من و غیرکه دست فضل کند دامن امید رها
جز آستانهٔ فضلت که مقصد اممستکجاست در همه عالم وثوق اهل بها
متاع خویشتنم در نظر حقیر آمدکه پرتوی ندهد پیش آفتاب سها
به سمع خواجه رسیدست گویی این معنیکه گفت خیرُ صِلاتِ الکریم أَعْوَدُها