شمارهٔ ۲۴
کسی گفت عزت به مال اندرستکه دنیا و دین را درم یاورست
چه مردی کند زور بازوی جاه؟که بیمال، سلطان بیلشکرست
تهیدست با هیبت و بانگ و نامزن زشتروی نکو چادرست
بدان مرغ ماند که بر جسم اوپر و ریش بسیار و خود لاغرست
دگر کس نگر تا جوابش چه دادبه جاهست اگر آدمی سرورست
مذلت برد مرد مجهول ناموگر خود به مال آستانش زرست
خداوند را جاه باید نه مالوگر مال خواهی به جاه اندرست
اگر راست خواهی ز سعدی شنوقناعت از این هر دو نیکوترست