شمارهٔ ۲۰۲
دامن جامه که در خار مغیلان بگرفتگر تو خواهی که به تندی برهانی بدری
یار مغلوب که در چنگ بداندیش افتادیاری آنست که نرمی کنی و لابهگری
ور به سختی و درشتی پی او خوای بودتو از ان دشمن خونخواره ستمکارتری
کو هنوز از تن مسکین سر مویی نازردتو به نادانی تعجیل سرش را ببری