گنج

شمارهٔ ۱۷۸ - در مدح و نصیحت

یارب تو هرچه بهتر و نیکوترش بدهاین شهریار عادل و سالار سروران
توفیق طاعتش دِه و پرهیز معصیتهرچ آن تو را پسند نیاید بر او مران
از شرّ نفس و فتنهٔ خلقش نگاه داریارب به‌حق سیرت پاک پیمبران
بعد از دعا نصیحت درویش بی‌غرضنیکش بود که نیک تأمل کند در آن
دانی که دیر زود به جای تو دیگریحادث شود چنانکه تو بر جای دیگران؟!
بیدار باش و مصلحت اندیش و خیر کندرویش دست گیر و خردمند پروران
این خاک نیست گر به تأمل نظر کنیچشم‌ست و روی و قامت زیبای دلبران
نوشیروان کجا شد و دارا و یزدگرد؟!گردان شاهنامه و خانان و قیصران؟!
بسیار کس برو بِگذَشتَست روزگاراکنون که بر تو می‌گذرد نیک بگذران
جز نام نیک و بد چه شنیدی که بازمانداز دور مُلک دادگران و ستمگران؟!
عدل اختیار کن که به عالم نبرده‌اندبهتر ز نام نیک، بضاعت مسافران
خواهی که مهتری و بزرگی به سر بری؟خالی مباش یک نفس از حال کهتران
دنیا نیرزد آن که پریشان کنی دلیگر مُقبلی به گوش مکن قول مُدبران
این پنج‌روزه مهلت دنیا به‌هوش باشتا دل‌شکسته‌ای نکند بر تو دل گران
از من شنو نصیحت خالص که دیگریچندین دلاوری نکند بر دلاوران
نیک‌اختران نصیحت سعدی کنند گوشگر بشنوی سبق بری از سَعداختران
بادا همیشه بر سر عمرت کلاه بختدر پیشت ایستاده کمربسته چاکران
تا آن زمان که پیکر ما هست بر فلکخالی مباد مجلست از ماه‌پیکران