شمارهٔ ۴ ۲ بیت ز چشم مست تو امّید خواب میبینمتو خوش بخفت که ما را قرار خفتن نیست به دیدن از تو قناعت نمیتوانمکردحکایتی دگرم هست و جای گفتن نیست