شمارهٔ ۲
گیسوی عنبرینهٔ گردن تمام بوددلبند مُشکبوی چه محتاج لادن است؟
امشب نه وقتِ بوی نگار است و رنگ عشقهنگام عیش و خنده و بازی و گادَن است
بر نِه حکایتِ سرِ دَورانِ روزگارای ماه مهربان! که گهِ برنهادن است
آخر زکوة رَیعِ جوانی نمیدهی؟درویش مستحق! تو را وقتِ دادن است
ای فتنهٔ زمانه! دَمی پیش ما بخفتوی کیرِ خفته! وقتِ به پا ایستادن است