گنج

حکمت شمارهٔ ۹۷

۲ بیت

زر از معدن به کان کندن به در آید وز دست بخیل به جان کندن.

دونان نخورند و گوش دارندگویند امید به که خورده
روزی بینی به کام دشمنزر مانده و خاکسار مرده