گنج

خاتمهٔ گلستان

۱ بیت

تمام شد کتاب گلستان والله المستعان به توفیق باری عزّ اسمه. در این جمله چنان که رسم مؤلفان است، از شعر متقدمان به طریق استعارت تلفیقی نرفت.

کهن خرقهٔ خویش پیراستنبه از جامهٔ عاریت خواستن

غالب گفتار سعدی طرب انگیز است و طیبت آمیز و کوته نظران را بدین علت زبان طعن دراز گردد که مغز دماغ بیهوده بردن و دود چراغ بی فایده خوردن کار خردمندان نیست، ولیکن بر رای روشن صاحبدلان که روی سخن در ایشان است پوشیده نماند که درّ موعظه‌های شافی را در سلک عبارت کشیده است و داروی تلخ نصیحت به شهد ظرافت بر آمیخته تا طبع ملول ایشان از دولت قبول محروم نماند الحمدلله ربّ العالمین.

ما نصیحت به جای خود کردیمروزگاری در این به سر بردیم
گر نیاید به گوش رغبت کسبر رسولان پیام باشد و بس
یا ناظراً فیه سَل باللهِ مرحمةًعلی المصنفِ و استَغفِر لصاحِبِه
و اَطلُب لِنَفسِکَ مِن خیرٍ تُریدُ بهامِن بعدِ ذلِکَ غُفراناً لکاتبه