گنج

حکایت شمارهٔ ۸

۲ بیت

بقّالی را دِرَمی چند بر صوفیان گرد آمده بود در واسط.

هر روز مُطالبت کردی و سخنان با خشونت گفتی.

اصحاب از تَعَنُّتِ وی خسته‌خاطر همی‌ بودند و از تحمّل چاره نبود.

صاحبدلی در آن میان گفت: نفْسْ را وعده دادن به طعام آسان‌تر است که بقّال را به دِرَم.

ترکِ احسانِ خواجه اولی‌ٰترکاحتمالِ جفایِ بَوّابان
به تمنّای گوشت، مردن بِهْکه تقاضایِ زشتِ قصّابان