گنج

غزل شمارهٔ ۶۲۶

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: وی۱۲ بیت
امروز چنانی ای پری‌رویکز ماه به حسن می‌بری گوی
می‌آیی و در پی تو عشاقدیوانه شده دوان به هر سوی
اینک من و زنگیان کافروان ملعب لعبتان جادوی
آورده ز غمزه سحر در چشمدر داده ز فتنه تاب در موی
وز بهر شکار دل نهادهتیر مژه در کمان ابروی
نرخ گل و گلشکر شکستهزآن چهره خوب و لعل دلجوی
چاکر شده شاه اخترانتشیر فلکت شده سگ کوی
بر بام سراچهٔ جمالتکیوان شده پاسبان هندوی
عارض به مثل چو برگ نسرینبالا به صفت چو سرو خودروی
گویی به چه شانه کرده‌ای زلفیا خود به چه آب شسته‌ای روی
کز روی به لاله می‌دهی رنگوز زلف به مشک می‌دهی بوی
چون سعدی، صد هزار بلبلگلزار رخ تو را غزل‌گوی