گنج

غزل شمارهٔ ۶۰۹

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انی۹ بیت
بر آنم گر تو باز آیی که در پایت کنم جانیو زین کم‌تر نشاید کرد در پای تو قربانی
امید از بخت می‌دارم بقای عمر چندانیکز ابر لطف باز آید به خاک تشنه بارانی
میان عاشق و معشوق اگر باشد بیابانیدرخت ارغوان روید به جای هر مغیلانی
مگر لیلی نمی‌داند که بی‌دیدار میمونشفراخای جهان تنگ است بر مجنون چو زندانی؟
دریغا عهد آسانی که مقدارش ندانستمندانی قدر وصل الا که در مانی به هجرانی
نه در زلف پریشانت منِ تنها گرفتارمکه دل در بند او دارد به هر مویی پریشانی
چه فتنه‌ست این که در چشمت به غارت می‌برد دل‌هاتویی در عهد ما گر هست در شیراز فتّانی
نشاید خون سعدی را به باطل ریختن حقابیا سهل است اگر داری به خط خواجه فرمانی
زمان رفته باز آید ولیکن صبر می‌بایدکه مستخلص نمی‌گردد بهاری بی زمستانی