گنج

غزل شمارهٔ ۴۰۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیه: انمیسوزم۶ بیت
وه که در عشق چنان می‌سوزمکه به یک شعله جهان می‌سوزم
شمع وش پیش رخ شاهد یاردم به دم شعله‌زنان می‌سوزم
سوختم گر چه نمی‌یارم گفتکه من از عشق فلان می‌سوزم
رحمتی کن که به سر می‌گردمشفقتی بر که به جان می‌سوزم
با تو یاران همه در ناز و نعیممن گنه کارم از آن می‌سوزم
سعدیا ناله مکن گر نکنمکس نداند که نهان می‌سوزم