گنج

غزل شمارهٔ ۳۱۳

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: وز۹ بیت
برآمد باد صبح و بوی نوروزبه کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سالهمایون بادت این روز و همه روز
چو آتش در درخت افکند گلناردگر منقل منه آتش میفروز
چو نرگس چشم بخت از خواب برخاستحسد گو دشمنان را دیده بردوز
بهاری خرم است ای گل کجاییکه بینی بلبلان را ناله و سوز
جهان بی ما بسی بوده‌ست و باشدبرادر جز نکونامی میندوز
نکویی کن که دولت بینی از بختمبر فرمان بدگوی بدآموز
منه دل بر سرای عمر سعدیکه بر گنبد نخواهد ماند این گوز
دریغا عیش اگر مرگش نبودیدریغ آهو اگر بگذاشتی یوز