گنج

غزل شمارهٔ ۲۶

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: اب۹ بیت
ما را همه شب نمی‌برد خوابای خفتهٔ روزگار دریاب
در بادیه تشنگان بمردندوز حِلِّه به کوفه می‌رود آب
ای سخت‌کمان سست‌پیماناین بود وفای عهد اصحاب
خار است به زیر پهلوانمبی روی تو خوابگاه سنجاب
ای دیدهٔ عاشقان به رویتچون روی مجاوران به محراب
من تن به قضای عشق دادمپیرانه‌سر آمدم به کُتّاب
زهر از کف دست نازنیناندر حلق چنان رود که جُلّاب
دیوانهٔ کوی خوبرویاندردش نکند جفای بواب
سعدی نتوان به هیچ کشتناِلّا به فراق روی احباب